بیوگرافی

     سامان صادقی مهرکارگردان، فیلم نامه نویس، تهیه کننده و تدوینگر سینما و تلویزیون ایران متولد سی ام شهریور ماه سال 1360 استان گیلان و شهر رشت می باشد.او فعالیت های هنری خود را در سال 1372 به عنوان بازیگر آیتم های نمایشی برنامه های تلویزیونی در صدا و سیمای مرکز گیلان آغاز نمود.در همین زمان با پیوستن به یک گروه نمایشی با سابقه و مطرح، اولین فعالیت خود را بر روی صحنه نمایش با نمایش نامه سوگ مضحکه وصل تجربه نمود.
    پس از آن با حضور در گروه های نمایشی  سازمان تبلیغات اسلامی و بازی در تئاتر پرواز از قفس، اثری که هشت ماه تمرین دشوار و طاقت فرسا را با خود به دنبال داشت، دومین نقش آفرینی خود را در مقابل تماشاگران به معرض نمایش گذاشت.اما من هنوز هم هستم، تئاتر دیگری بود که از وی جهت حضور در آن دعوت به عمل آمد که این اثر در شهرهای گوناگونی اجرا شد و در جشنواره تئاتر کشوری آن سال، جایزه دوم بازیگری را به سبب ارائه خلاقیت در ایفای چهار نقش متضاد و مختلف برای سامان صادقی مهر به ارمغان آورد.
    تا حد فاصل سال 75 او در آثار ارزشمند دیگری حضور یافت که از آن میان می توان به نمایش برجک و کوچ تا اوج اشاره نمود که برجک یکی از فاخرترین آثار در حوزه تئاتر دفاع مقدس تا به امروز می باشد که وی بازیگر نقش اصلی آن بوده است.در این زمان او تصمیم گرفت تا اولین تجربه خود در حوزه کارگردانی تئاتر را بر روی صحنه ببرد.
    بنابراین در سن پانزده سالگی پس از چند سال فعالیت و تلاش در حوزه بازیگری تئاتر و همچنین تلویزیون به عنوان کارگردان تئاتر آموزش و پرورش ناحیه دو کلان شهر رشت منصوب گردید که بر روی صحنه بردن نمایش نامه زیبای حسنک در حصار دیو را با حضور بازیگران دانش آموز در سوابق تئاتری خود ثبت نمود.
    البته خود او نیز در این نمایش ایفاگر یکی از نقش های اصلی و دشوار بوده است.علاقه مندی او به سبک فاصله گذاری برتولت برشت و همچنین پیروی از آموزه های استانیسلاوکی و استلا آدلر در میان گروه های نمایشی آن سال ها همیشه زبانزد و مورد توجه بوده است.
    از این زمان به بعد که صادقی مهر دوره تحصیل خود را در هنرستان و رشته گرافیک سپری می نمود تا سال 1377 دیگر بر روی صحنه نمایش ضاهر نگردید و به جای آن تمام توان و زمان خود را صرف مطالعه و تحقیق و همچنین آموزش فیلم سازی در انجمن سینمای جوانان نمود.در آن سال با نگارش فیلم نامه داستانی رنج و گنج  و کارگردانی آن برای شرکت صوتی و تصویری سروش که از آثار مطرح جشنواره فیلم ثانیه های رهائی بوده است، در سن هفده سالگی به عنوان یک فیلم ساز جوان و خوش آتیه اظهار موجودیت نمود.
    این زمان آغاز مسیری بود که طی آن او توانست با طرح ایده های خلاقانه، خلق قصه و نوشتن فیلم نامه های نوآورانه فیلم های گوناگونی را کارگردانی نماید که از میان آن ها می توان به آثاری همچون شعله های اندوه، مردی از عرش کبریا، غزلی به رنگ خاکستری، چه زیبا بود رویای من . . . و زمانی برای مردن اشاره نمود که تمامی آن ها با حضور در فستیوال های سینمائی داخلی و خارجی موفق به دریافت جوائز نفیسی شده اند.
    البته طی این دوره با مشارکت در تولید برنامه های تلویزیونی متعلق به دفتر آفرینش های سیما و همچنین گروه تلویزیونی جوان صدا و سیما، پا به میدان حساس صنعت برنامه سازی تلویزیون نهاد.در سال 1379 با دعوت گروه کودک و نوجوان سازمان، از شرکت سروش به آنجا منتقل گردید و این سرآغاز حضور جدی او در سازمان صدا و سیما به عنوان کارگردان، نویسنده، مجری برنامه کودک و سیمای نوجوان بوده است.
    تهیه و تولید برنامه های تلویزیونی مانند کلبه پائیزی، وارش، ترنج، ترمه، سرزمین فرشتگان و بوی خوش مهر فقط تعدادی از مجموعه ها و سریال هائی هستند که سامان صادقی مهر تا هشت سال پس از آن در رزومه سوابق خود درج نمود.
    البته سال 79 آغازگر دوران جدیدی بود که از آن به بعد مکررا شرکت های گوناگون سینمائی و تبلیغاتی و حتی صاحبان صنایع و کارخانجات و یا مدیران نهادهای کشوری و لشگری از او جهت ساخت فیلم های مختلف داستانی، مستند، تبلیغاتی، علمی و صنعتی دعوت به عمل می آوردند که خود آن نیز نهایتا منجر به ساخت و عرضه ده ها فیلم ارزشمند و تاثیرگذار گردید.
    لازم به ذکر است او در سال 82 اقدام به تاسیس مرکزی با نام باران تصویر دیار و محتوای شرکت آفرینش های تصویری نمود که این مجموعه در حال حاضر با داشتن دفاتر گوناگونی در تهران، گیلان و جزیره زیبای کیش یکی از پویاترین شرکت های سینمائی و تولیدات تلویزیونی می باشد.نگارش فیلم نامه های ارزشمند، ساخت فیلم های فاخر و ساخت بیش از دویست اثر داستانی، مستند، علمی و صنعتی و همچنین تبلیغاتی منشور کاری و حرفه ای این تشکیلات را شامل می شود.
    البته سال 79 اولین دوره حضور وی در دانشگاه و تحصیل در رشته ادبیات نیز بوده است.که پس از فارغ التحصیلی از آن به سبب داشتن شور و اشتیاق فراوان جهت فراگیری علمی رشته سینما، مجددا با شرکت در کنکور و کسب رتبه دو رقمی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته کارگردانی سینما آغاز نمود که در آن زمان علاوه بر داشتن تعهدات سازمانی در صدا و سیما به عنوان کارگردان و اداره شرکت فیلم سازی خود در جایگاه مدیرعامل و صاحب امتیاز، به مدت چهار سال دیگر مشغول تحصیل و کسب علم نیز بوده است.
    از دیگر آثار این فیلم ساز می توان به فیلم ها و یا نماهنگ های سقای دشت نینوا، روزی . . .، و اما انسان عنصر پنجم . . .، بخوان . . .، سودای خدمت، بغض یخ بسته شب، بانوئی که نشانی نداشت، الماس ها ابدیند، به کبودی شب . . . و ده ها اثر دیگراشاره نمود.
    در سال 1394 ایشان با ملحق شدن به جناب آقای علی عطشانی کارگردان و تهیه کننده توانای سینمای ایران و آغاز مشارکت با شرکت سینمائی ایشان با نام بیتا فیلم که منجر به ظهور یک کنسرسیوم گردید روند سرمایه گذاری، تهیه و تولید پروژه های سینمائی را سرعت بخشیدند تا جائی که در همین ماه های نخستین، پیش تولید چندین و چند فیلم محتلف به صورت هم زمان در دستور کار قرار گرفته است.تا آنجائی که پرونده تولیدات طی یک برنامه زمان بندی شده تا دو سال آینده بسته شده است.
    اگر بخواهیم مسیری که سامان صادقی مهر از آغاز تا به امروز طی نمود را در چند خط کوتاه تعریف نمائیم، باید بگوئیم:
دهه هفتاد برای او عصر سرآغاز بود.زمانی که وی با شناخت علاقه مندی های خود و درک صحیح از آن تلاش نمود تا با قدم گذاشتن در مسیر مورد نظرش، به سوی هدف و مقصود حرکت نماید.به وجود استعداد و توانائی درون خود پی برده و با عزمی راسخ آن ها را متبلور نماید.
    دهه هشتاد برای او دهه گذار بود.سال هائی که با تجربه اندوخته از سالیان پشت سر، تلاش نمود حتی از تهدیدات پیش روی خود فرصت بسازد.با تبدیل نمودن تهدیدها به فرصت ها، موقعیت های طلائی خلق کرده و استوارتر از قبل تلاش نمود با بهره برداری از ابزار تلویزیون به عنوان یک رسانه تمامی افکار، اندیشه ها و دغدغه های خود را در قالب فیلم و مجموعه های تلویزیونی بیرون بریزد تا با شناساندن و مطرح نمودن آن ها، درمان باشد برای درد.یا که شاید جامعه با کیمیاگری یک مرهم، راه علاجی برای درمان زخم های خویش باشد.
    و دهه نود نیز برای او دهه انقلاب است.سال هائی که در آن به این بلوغ فکری رسیده است که امروز می بایست لاجرم در خود دگردیسی کند.با ایجاد دگرگونی و تحولی عظیم در نگرش فیلم سازی خود بداند که مکلف است جاهائی را که اغلب دیگران نمی بینند او به عنوان یک سینماگر، یک نویسنده، کارگردان و تهیه کننده باید خیلی خوب ببیند.
    باور داشته باشد که موفقیت همیشه آن طرف خطر کردن است و این رسالت اوست که درد و رنج ها و آلام آشکار و نهان جامعه و جهان کنونی خود را به خوبی دیده و بی پروا با ابزار سینما که امروز در دست های اوست، با صدائی رساتر از همیشه فریاد بزند.امروز در رفع این بحران ها بکوشد و تاثیرگذار باشد تا مبادا آن زمان که دیر شد برود گوشه ای بنشیند، بیاندیشند و به انتقاد از خود بپردازد!
این بود راهی که سامان صادقی مهر تا به امروز آمد . . .
 

               
 
آمار سایت